
يه داغي
كه هيچوقت پاك نميشه
يه عالمه حسرت يه عالمه آرزو
همه رو دارن ازم ميگيرن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اي كاش خدا يه نگاهي بكنه بهم
اون ميدونه ديگه تحمل ندارم
هيچ كس غيريه عاشق واقعي معني حرفمو نميفهمه
خداااااااااااااا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که ترا عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیل سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
بخدا مثل تو تنهاست بخند

دليل بودن تو
هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .
و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .
و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .
و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد .
و خدا گمشده ای داشت ...
در اين دنيا خيلي ساده و آروم دارم ميسوزم![]()
خدايا تو عشقمو ازم گرفتي ....................![]()
خدايا تو خوب ميدونستي من بي اون ميميرم![]()
حالا من موندم و دوتم كه تا دوتا عاشق و مي بينه زار زار اشك ميريزه![]()
خدا جون فقط بگو چطوردلت نسوخت![]()
تو با اون همه مهربوني چطور راضي شدي اينجوري بشكنم![]()
خدا م هيچي نيستم![]()
نميتونم خودم و پيدا كنم![]()
با اون رفتم جايي كه راه برگشت و بلد![]()
و حالا من موندم و يه جاده بلند و بي انتها
با يه كوله بار خاطره و ياد و تخيلو......![]()
ووووويه دل...............................
يه دل كه دل نيست
كوه غمه
خدا ![]()
دارم مي پوسم![]()
اين بود معني عشق........................................اين بود معني اونهمه قول خدا...........................................................![]()
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت
بيچاره از اين عشق فقط سوختن آموخت
فرق من و پروانه در اينست كه پروانه پرش سوخت
ولي من جگرم سوخت
تماشايی ترين تصوير دنيا می شوی گاهی
دلم می پاشد از هم بس که زيبا می شوی گاهی
حضور گاهگاهت بازی خورشيد با ابر است
که پنهان می شوی گاهی و پيدا می شوی گاهی
به ما تا می رسی کج می کنی يکباره راهت را
ز ناچاريست گر همصحبت ما می شوی گاهی
دلت پاک است اما با تمام سادگيهايت
به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی
تو را از سرخی سيب غزلهايم گريزی نيست
تو هم مانند حوا زود اغوا می شوی گاهی
تو نگاهش پر از غزل و ترانه است ...
با غروبش برای بغض من بهانه شد ...
کسی که عطر یادش یه دنیا ترانه عاشقانه است ...
گرمای دستاش سرد شد ...
خزون رو تو بهار خونه دیدم ...
من شب را دیدم ...
بهترین ساعتهای زندگیم نصیحه های دم به دم شنیدم ...
سهم من از تمام زندگی همین بود ...
بد جوری گریه ام گرفته ...
ولی حیف دیگه بارون نمیاد ...
هنوز دلبسته ی رویای تو هستم ...
تو معصومی مثل اندوه و بارون ...
مثل تنهایی خانه ای بی نور ...
مثل نگاه های شب مه آلود ...
نشد بی کسیمون رو قسمت کنیم ...
نشد با هم باشیم ...
نشد ...
سهم ما تنهایی و خستگی بود ...
تنهاترین ستاره ،غمگین ترین بهارم
من آنکَسم که جزغم ،دیگر کسی ندارم
من تک درخت پیرم ،خشکیده ام زِ ریشه
هر چند پیش مردم، خندیده ام همیشه
بغضی نشسته اکنون، در حلق بی صدایم
من آن نِی اَم که هر دم ،با غصه هم نوایم
آری دلم گرفته،از این سکوت دلگیر
از این کنایه هایِ سنگین و دست و پاگیر
در این سیاهی شب، گُم گشته است راهم
دست مرا بگیرید ،تنها و بی پناهم
دردیست اندراین دل ،حاشا نمی توان کرد
غم را در این زمانه،رسوا نمی توان کرد
این روزگار پر غم ، پر است از گلایه
واگو یه های رنگین غم های لایه لایه
.
.
![]()
![]()
ای پرنده مهاجر از کجا تو پر کشیدی وقت اومدن به اینجا از کدوم شاخه پریدی روزی که دل به تو بستم
دفتر غصه رو بستم پر زدم شونه به شونه ات شیشه ی غم رو شکستم روی شاخه های امید با هم
آشیونه ساختیم پر زدیم تو آسمونها دل و عاشقونه باختیم غافل از روز جدایی لحظه کوچ پرنده واسه
موندنت تو دستم ندارم برگ برنده می دونم تو فصل پرواز تو دوباره بر می گردی با نگاه مهربونت راه غصه
رو می بندی
.
.
![]()
![]()

گلبوسه های قدح به می ناب میرسد
یک شب به دیده ام قدمی نه*ز التاف
برموج آب*پنجه ی مهتاب میرسد
وقتی که باغ*طوق گل از لاله میکشد
داغ تو ام به سینه بی تاب میرسد
ای ناز دانه ام به کجا میروی چو اشک
با تو به چشم*درد*بشب خواب میرسد
توفان اشکم از پس حسرت گذشته است
اکنون شرار عشق به مرداب میرسد
رفتی ولی به دیده من زنده ای چو اشک
(فاخر)به جام آینه*سیماب میرسد
